معنی یرلغ
6 بازدید
[ یَ لِ ] (مغولی، اِ) مخفف یرلیغ و به معنی آن. (یادداشت مؤلف). یرلیغ. (ناظم الاطباء). فرمان و حکم : در یرلغ غم تو ز بس ناله های سخت خون شد دل چریک و رعایا و لشکری. پوربهای جامی. یرلغ بده ای سایهٔ خوبان جهان تا پیش قدت جنگ کند سرو روان. (یادداشت مؤلف). و رجوع به یرلیغ شود.
کلمات همقافیه با «یرلغ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لغ» برای سرودن شعر