معنی یرغه
6 بازدید
[ یُ غَ / غِ ] (ترکی، ص) یرغا. اسب تیز و راهوار. (ناظم الاطباء) (لغت فرس اسدی). یرقه. راهوار و تیزرو. (آنندراج). مفلح. علج. (منتهی الارب). - اسب یرغه یا خر یرغه؛ اسب و خر رهوار و نرم رو. (یادداشت مؤلف). || (اِ) نوعی از رفتار اسب و آن نرم و رهوار رفتن اسب است. (یادداشت مؤلف). نوعی حرکت اسب و الاغ است که آرام و نرم باشد. (لغت محلی شوشتر).
کلمات همقافیه با «یرغه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «غه» برای سرودن شعر