معنی یرعوب
6 بازدید
[ یَ ] (ع اِ) پادشاه بوزینگان. (از عجائب المخلوقات قزوینی). مانند یعسوب که پادشاه نحل است. (یادداشت مؤلف). و رجوع به المسالک و الممالک اصطخری ص ۲۶ شود.
کلمات همقافیه با «یرعوب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وب» برای سرودن شعر