معنی یرع
8 بازدید
[ یَ رَ ] (ع اِ) کرمکی است شبیه پشه که روی را بپوشد. (منتهی الارب) (آنندراج). چیزی مانند پشه که روی را می گزد. (ناظم الاطباء).[ یَ ] (ع اِ) بچهٔ گاو. (آنندراج) (ناظم الاطباء). گوساله. گاو بچه. (یادداشت مؤلف).[ یَ رَ ] (ع مص) بددل شدن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «یرع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رع» برای سرودن شعر