معنی یخگیر
5 بازدید
[ یَ ] (اِ مرکب) انبری برای برداشتن یخ. انبرگونه ای که بدان یخ خرد در گیلاسها و لیوانها ریزند. انبر برای برگرفتن یخ و افکندن آن در ظرف آبخوری و شربتها و غیره. || قلابی برای ریختن قطعات یخ طبیعی از زمینهای مجاور یخچال به داخل گودها. آکج. آکنج. نشگن. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «یخگیر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یر» برای سرودن شعر