معنی یخون
5 بازدید
[ یَ ] (اِخ) بهرام بود یعنی ستارهٔ مریخ. (از لغت فرس اسدی): شمشیر او به خون شدن یخون بود (؟)در حکم گفت باشد مایل به خون یخون. عسجدی. در فرهنگهای دسترس من همه جا این کلمه را بخون ضبط کرده اند و شاهدی هم نیست. (یادداشت مؤلف). و رجوع به بخون شود.
کلمات همقافیه با «یخون»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ون» برای سرودن شعر