معنی یخور
6 بازدید
[ یَ خْ وَ ] (ص مرکب) یخ کرده و فسرده و دارای یخ. (ناظم الاطباء). به معنی یخاور. منجمد و بسته. (آنندراج). و رجوع به یخاور شود.
کلمات همقافیه با «یخور»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ور» برای سرودن شعر