معنی یبس

معنی یبس

210 بازدید
[ یُ ] (ع مص) خشک گردیدن. (از منتهی الارب) (آنندراج). خشک شدن پس از تری. (از اقرب الموارد). خشک شدن. (تاج المصادر بیهقی) (مصادر زوزنی) (دهار) (غیاث اللغات) (ترجمان علامهٔ جرجانی).
[ یُ ] (ع اِمص) خشکی. (زمخشری). ناروانی (در شکم). مقابل لین. - یبس بودن مزاج؛ خشک بودن و عمل نکردن معده. (یادداشت مؤلف). - یبوست. و رجوع به یبوست شود.
[ یَ ] (ع ص) خشک سپسِ تری. (از منتهی الارب) (آنندراج). خشک. یابس. || مرد اندک نیکی. قلیل الخیر. (از اقرب الموارد).
[ یَ ] (ع مص) خشک شدن پس از تری. (از اقرب الموارد).
[ یَ بَ ] (ع ص) خشک اصلی که گاهی تر نگردیده باشد و گویند جای تر که خشک شود. و منه قوله تعالی:{/B فَاضْرِبْ لَهُمْ طَرِیقاً فِی اَلْبَحْرِ یَبَساً۹-۱۴۲۰:۷۷/}. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد). || امرأة یبس؛ زن بی خیر که هیچ نیاید از وی. (منتهی الارب) (آنندراج). زنی که از وی خیری نیاید. (از اقرب الموارد). || شاة یبس؛ گوسفند بی شیر. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد).
[ یُ بْ بَ ] (ع ص، اِ) جِ یابس. (ذیل اقرب الموارد). رجوع به یابس شود.
[ یَ بِ ] (ع ص) خشک پس از تری. (از اقرب الموارد). خشک. (منتهی الارب).

کلمات هم‌قافیه با «یبس»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «بس» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید