معنی یاسمین کلاته
5 بازدید
[ سَ کَ تَ ] (اِخ) از قراء رستمدار مازندران است : امیر مسعود مصلحت خود را در این قسم مشاهده کرد و به طرف رستمدار توجه نمود چون به قریهٔ یاسمین کلاته رسید از پیش دلیران رستمدار و از پس شیران مازندران دست جلادت از آستین تهور بیرون آوردند و خود را به طرف و جوانب سربداران زده در کشش و کوشش تقصیر و اهمال نکردند. (حبیب السیر جزو دوم از مجلد ثالث ص ۱۱۴).
کلمات همقافیه با «یاسمین کلاته»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ته» برای سرودن شعر