معنی یارمه
6 بازدید
[ مَ / مِ ] (ترکی، اِ) بلغور. جریش. جشیش. گندم که پزند و خشک کنند و سپس به دست آس خرد کنند.
کلمات همقافیه با «یارمه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مه» برای سرودن شعر