معنی گیسبریده
6 بازدید
[ بُ دَ / دِ ] (ن مف مرکب) گیسوبریده. زنی که به جرم تبهکاری یا جز آن گیسوان او را بریده باشند. لیکن در تداول امروز آن شدت معنی را از دست داده است و حتی زنان به خود نیز میگویند: من گیس بریده چرا این کار را کردم. و در تداول عام دشنام مانندی است به کنایه زنان را. چه بریدن گیسو یکی از جزاهای زانیه بوده است.
کلمات همقافیه با «گیسبریده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر