(نف، ق) گیرنده. گیرا. نعت فاعلی از گرفتن در همهٔ معانی. || در حال گرفتن. مقید و اسیر ساختن. (یادداشت به خط مؤلف). || در حال اشتعال و آتش گرفتن. (یادداشت به خط مؤلف).
(اِخ) دهی است از دهستان فنوج بخش بمپور شهرستان ایرانشهر. واقع در ۱۵۰هزارگزی جنوب باختری بمپور و ۸هزارگزی جنوب راه مالرو فنوج به رمشک. محلی کوهستانی و هوای آن گرمسیر و سکنهٔ آن ۲۵۰ تن است. آب آن از قنات تأمین میشود. محصول آن غلات، برنج، ذرت و تنباکو و شغل اهالی زراعت است. ساکنان از طایفهٔ شیرانی هستند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).
[ گَ ] (اِخ) نام قریه ای است در دوفرسنگی اصفهان و معرب آن جیران است. (از معجم البلدان). رجوع به جیران شود.
(اِخ) معرب جیران است و آن نام جزیره ای است میان بصره و سیراف و مساحت آن ۵۰۰گز در ۵۰۰گز باشد. (از معجم البلدان). رجوع به جیران شود.