معنی گژف
6 بازدید
[ گَ ] (اِ) قیر باشد و آن صمغی است سیاه که بر درزهای کشتی و جهاز مالند. کزف. || (اِ) سیم سوخته. || سواد زرگری. (برهان) (آنندراج). به همهٔ معانی ظاهراً مصحف «کرف» است. و رجوع به گزف و کشف و کرف شود.
کلمات همقافیه با «گژف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ژف» برای سرودن شعر