معنی گژدهم
6 بازدید
[ گَ دُ ] (اِ مرکب) عقرب. (آنندراج) (انجمن آرا).[ گُ دَ ] (اِ) درختی است که آنرا به تازی شجرةالبق خوانند. در برهان گژم آورده و پشه غال را پشه دار گفته است. (آنندراج). رشیدی گژم آورده. رجوع به گژم شود.[ گَ دَ هَ ] (اِخ) نام پهلوانی است ایرانی. (برهان) (آنندراج): بدین روی دژدار بد گژدهم دلیران بیدار با او بهم.فردوسی. رجوع به فهرست ولف شود.
کلمات همقافیه با «گژدهم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هم» برای سرودن شعر