معنی گوی باختن
5 بازدید
[ تَ ] (مص مرکب) گوی بازی کردن. بازی کردن با گوی و چوگان : اسب در میدان رسوایی جهانم مردوار بیش از این در خانه نتوان گوی و چوگان باختن. سعدی. رجوع به چوگان شود.
کلمات همقافیه با «گوی باختن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر