معنی گوپال
5 بازدید
(اِ) عمود و گرز آهنین. (برهان). گرز و عمود. (آنندراج): چو بینند تاو بر و یال من به جنگ اندرون زخم گوپال من. فردوسی (شاهنامه چ بروخیم ج ۲ ص ۳۴۸). چو دیوان بدیدند گوپال اوی بدرّید دلْشان ز چنگال اوی. فردوسی (شاهنامه چ بروخیم ج ۲ ص ۳۴۹). مگر بازبینم بر و یال تو سر و بازوی و چنگ و گوپال تو. فردوسی (شاهنامه چ بروخیم ج ۲ ص ۳۳۳). || تخت و اورنگ آهنین و چوبین (؟). (برهان).(اِخ) نام مبارزی بوده از خویشان پادشاه روس. (برهان). با بای فارسی، نام مبارزی بوده از خویشان پادشاه روس. (آنندراج).
کلمات همقافیه با «گوپال»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ال» برای سرودن شعر