معنی گوپاره
6 بازدید
[ گَ / گُو رَ / رِ ] (اِ مرکب) رمهٔ گاو و خر. (لغت فرس ص ۴۶۷). گلهٔ گاومیش. (رشیدی): وای از آن آوا که گر گوپاره زآنجا بگذرد بفکند نازاده بچه بازگیرد زاده شیر. منجیک (از لغت فرس). نژاد دیو ملعونند یکسر مزایاد آنکه این گوپاره را زاد. ناصرخسرو (دیوان چ تقوی ص ۹۸).
کلمات همقافیه با «گوپاره»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ره» برای سرودن شعر