معنی گوهر گسستن
4 بازدید
[ گَ / گُو هَ گُ سَ سْ تَ ] (مص مرکب) کنایه از نثار کردن و ریختن گوهر بر چیزی است. (بهار عجم) (آنندراج). || کنایه از فروباریدن باران است بر چیزی : هوا بر سبزه اش گوهر گسسته زمرد را به مروارید بسته. نظامی (از بهار عجم). || کنایه از تشعشع و پاشیدن نور است : از این سو زهره در گوهر گسستن و از آن سو مه به مروارید سفتن.نظامی.
کلمات همقافیه با «گوهر گسستن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر