معنی گوهر کشیدن
5 بازدید
[ گَ / گُو هَ کَ / کِ دَ ] (مص مرکب) حمل کردن گوهر. گوهرکشی. || مجازاً اشک فراهم کردن گریستن را: بی چراغ روی او ای دیده تر مژگان مکن روز ما بی او سیاه است و تو گوهر میکشی. ملاقاسم مشهدی (از بهار عجم). - گوهر در چیزی کشیدن؛ گوهر در رشته کشیدن. (از بهار عجم).
کلمات همقافیه با «گوهر کشیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر