معنی گوهرگر
5 بازدید
[ گَ / گُو هَ گَ ] (ص مرکب) گوهرساز. گوهرشناس. سازنده و صانع گوهر. (بهار عجم): کسی که گوهر را حکاکی کند یا در رشته کشد. (از بهار عجم) (آنندراج). جواهری و جواهرفروش. (ناظم الاطباء) (از بهار عجم): سبک شد شبه گشت گوهر گران چنین است خود رسم گوهرگران. نظامی (از بهار عجم).
کلمات همقافیه با «گوهرگر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گر» برای سرودن شعر