معنی گوهرگداز
5 بازدید
[ گَ / گُو هَ گُ ] (نف مرکب) گوهرگدازنده. آنکه گوهر را گدازد. || کنایه از شیشه گران است: آخر از ریگ گوهرگدازان چنان شیشهٔ صافی کردند و از شورهٔ خاک جهان این قالبهای لطیف ظاهر کرده اند. (معارف بهاء ولد ص ۱۲۰).
کلمات همقافیه با «گوهرگداز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «از» برای سرودن شعر