معنی گوهرپرست
7 بازدید
[ گَ / گُو هَ پَ رَ ] (نف مرکب) پرستندهٔ گوهر. پرستندهٔ جواهر. گوهرفروش. گوهری : پیش عکس تاج تو شمع هوا گوهرپرست زیر پای دست تو دست سپهر اخترفشان. فرخی. همه پیکری را بدانسان که هست درو دید رسام گوهرپرست.نظامی. بسی سالها شد که گوهرپرست نیاورد از این گونه گوهر بدست.نظامی.
کلمات همقافیه با «گوهرپرست»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ست» برای سرودن شعر