معنی گولانج
7 بازدید
(اِ) گولاج. (حاشیهٔ برهان قاطع چ معین). حلوائی است که آن را لابرلا میگویند. (فرهنگ اسدی) (برهان قاطع) (آنندراج). حلوائی باشد که آن را لابرلا گویند و شیرازیان گولاج خوانند. (سروری): گولانج و گوشت و گرده و گوزاب و گادنی گرمابه و گل و گل و گنجینه و گلیم. لبیبی (از فرهنگ اسدی). || نانی است در غایت نزاکت که از سفیدهٔ تخم مرغ و نشاسته بپزند و در شربت قند اندازند و خورند. (برهان قاطع) (آنندراج). نانی در غایت نزاکت که از سفیدهٔ تخم مرغ و نشاسته بپزند در شربت انداخته با چمچه بخورند و آن را کلاج و نان کلاج نیز گویند. (فرهنگ جهانگیری) (فرهنگ شعوری).
کلمات همقافیه با «گولانج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نج» برای سرودن شعر