معنی گوش بریدن
6 بازدید
[ بُ دَ ] (مص مرکب) قطع کردن گوش. || قرض کردن به دسیسه به قصد پس ندادن. رجوع به گوش بر و گوش بری شود.
کلمات همقافیه با «گوش بریدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر