معنی گوشکشان
7 بازدید
[ کَ / کِ ] (نف مرکب، ق مرکب) در حال کشیدن گوش. مجازاً آرام و مطیع و خالی از سرکشی و امتناع : جان گوش کشان آمد دل سوی خوشان آمدزیرا که بهار آمد رفت آن دی دیوانه. مولوی. || (اِ مرکب) جمع گوش کش. رجوع به گوش کش شود.
کلمات همقافیه با «گوشکشان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر