معنی گوشکش
6 بازدید
[ کَ / کِ ] (نف مرکب) کشندهٔ گوش. که گوش را کشد و پیچاند. متوجه ساختن صاحب گوش را یا بدنبال خود کشاندن خداوند گوش را: مر شما را سرکه داد از کوزه اش تا نباشد عشق اوتان گوش کش.
کلمات همقافیه با «گوشکش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کش» برای سرودن شعر