معنی گوشچی
5 بازدید
(ص مرکب، اِ مرکب) (ظاهراً از «گوش» فارسی و «چی» ترکی) شنونده و مستمع. (آنندراج). || جاسوس. (آنندراج). خبرگیر و خبردهنده. (ناظم الاطباء). || نگهبان. (آنندراج). پاسبان و نگهبان. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «گوشچی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «چی» برای سرودن شعر