معنی گوشتاور
5 بازدید
[ تا وَ ] (نف مرکب) آورندهٔ گوشت. حامل اللحم. گراینده به فربهی. || پرگوشت. کثیراللحم. فربه. گوشتالو: بزرگ سر، گوشتاور و سپید که به زردی زند. (التفهیم ص ۳۸۱).
کلمات همقافیه با «گوشتاور»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ور» برای سرودن شعر