معنی گوشالنگ
6 بازدید
[ لَ ] (اِ مرکب) کرم هزارپا. (رشیدی). همان گوشخزک مرقوم که هزارپا باشد. (سروری ج ۳ ص ۱۲۱۴). گوش خارک. گوش خبه. گوش خز. گوش خزک. گوش خزه : قول ناصح به گوش دل داده می خلد هم چو پای گوشالنگ. سراج الدین راجی (از رشیدی و سروری).
کلمات همقافیه با «گوشالنگ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نگ» برای سرودن شعر