معنی گوشاسب
4 بازدید
(اِ) به معنی خواب دیدن باشد که عربان رؤیا گویند. (برهان) (شعوری ج ۲ ص ۳۱۵). خواب دیدن. (لغت فرس). بوشاسپ. کوشاسب. (برهان): شنیدم که خسرو به گوشاسپ دید چنان کآتشی شد به دورش پدید. ابوشکور (از لغت فرس). و نیز رجوع به بوشاسپ شود. || احتلام و شیطانی شدن. || جوانی که هنوز خطش ندمیده باشد. (برهان). || کابوس. (ناظم الاطباء). عبدالجنه. بختک. خفتک. خفتو. خرخجیون. فرنجک. دیوی که تنبلی آرد. دیو خواب سنگین. (از حاشیهٔ برهان در اشاره به معنی اوستایی کلمه).
کلمات همقافیه با «گوشاسب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سب» برای سرودن شعر