معنی گورسرین
5 بازدید
[ سُ ] (ص مرکب) از اسمای محبوب است، چنانکه گردسرین. (آنندراج). معشوقه ای که سرین وی مانند سرین گور پر و انباشته باشد. (ناظم الاطباء): مجلس تو همه سال ای ملک آراسته باد از بت کبک خرام و صنم گورسرین. فرخی (از آنندراج). برق هیأتی، صاعقه هیبتی، گورسرینی، غزال چشمی (وصف اسب). (سندبادنامه ص ۲۵۱).
کلمات همقافیه با «گورسرین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر