معنی گواژ
6 بازدید
[ گَ ] (اِ) مسخرگی و مزاح. (برهان: گواز). || سرزنش و طعنه. (انجمن آرا) (آنندراج): کند طبع او بحر را سرزنش زند جود او در معادن گواژ. شمس فخری (از شعوری ج ۲ ص ۳۱۹). || مردم خوش طبع. (برهان: گواز). || ازار و دامنی را نیز گویند که لنگی و روپاک باشد. (برهان: گواز).
کلمات همقافیه با «گواژ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اژ» برای سرودن شعر