معنی گواهن
5 بازدید
[ ] (اِ) ذکر. فولاد. پولاد. شاپورگان مقابل نرم آهن و انیث. (یادداشت مؤلف): حدید بهترینش گوآهن صافی بود... وگر این گواهن در سرکه آغاری ریم از گوش بکشد. (الابنیه عن حقایق الادویه).
کلمات همقافیه با «گواهن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هن» برای سرودن شعر