معنی گهمال کردن
5 بازدید
[ گُ هْ کَ دَ ] (مص مرکب) به گه آلودن. || نیک نشستن. پاکیزه نکردن. پلیدی نیک نزدودن.
کلمات همقافیه با «گهمال کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر