معنی گهله
7 بازدید
[ گَ لَ / لِ ] (اِ) گاورسهای طلا و نقره باشد. (برهان قاطع) (انجمن آرا). || انگارهٔ زر و طلا و نقره که هنوز آن را پهن نکرده و سکه نزده باشند. (برهان قاطع): بر گهلهٔ هجرانت کنون رانی کفشیر بر گهلهٔ داغش بر کفشیر نرانی.منجیک. رجوع به کهله شود.
کلمات همقافیه با «گهله»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «له» برای سرودن شعر