معنی گهروج
4 بازدید
[ گَ ] (اِخ) دهی است از دهستان مسکون بخش جبال بارز شهرستان جیرفت. واقع در ۱۰هزارگزی باختری مسکون و ۷هزارگزی باختر شوسهٔ بم به سبزواران. محلی کوهستانی و هوای آن سردسیر و سکنهٔ آن ۵۰ تن است. آب آن از چشمه تأمین میشود. محصول عمدهٔ آن غلات و حبوب و شغل اهالی زراعت و صنایع دستی آنان قالی بافی بدون نقشه است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).[ گَ ] (اِخ) ده کوچکی است از دهستان سیریک بخش میناب شهرستان بندرعباس. واقع در ۸۰ هزارگزی جنوب میناب و ۶هزارگزی خاور راه مالرو جاسک به میناب. سکنهٔ آن ۲۰ تن است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).
کلمات همقافیه با «گهروج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وج» برای سرودن شعر