معنی گهرو
3 بازدید
[ گُ هَ ] (اِخ) ده کوچکی است از دهستان بلورد بخش مرکزی شهرستان سیرجان. واقع در ۵۷هزارگزی جنوب خاوری سعیدآباد و ۶هزارگزی شمال راه فرعی بافت به سیرجان. سکنهٔ آن ۱۵ تن است. مزارع چشمه بغل و چنارکف جزء این ده است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).[ گَ ] (اِخ) دهی است از دهستان کیار بخش بروجن شهرستان شهرکرد. واقع در ۳۰هزارگزی جنوب باختر بروجن متصل به راه شلمزار به بروجن. محلی کوهستانی و هوای آن معتدل و سکنهٔ آن ۳۳۳۱ تن است. آب آن از قنات و چشمه تأمین میشود. محصولات آن غلات، حبوب، زردآلو، سیب و انگور و شغل اهالی زراعت است. دبستان و قلعهٔ قدیمی دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱۰).
کلمات همقافیه با «گهرو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رو» برای سرودن شعر