معنی گهرباری کردن
5 بازدید
[ گُ هَ کَ دَ ] (مص مرکب) مخفف گوهرباری کردن. در افشاندن. درافشانی کردن. گوهر ریختن. || کنایه از گریه کردن. (بهار عجم) (آنندراج). سرشک باریدن. || کنایه از سخن خوب گفتن. (بهار عجم) (آنندراج). نغز و فصیح سخن گفتن. رسائی و بلاغت داشتن.
کلمات همقافیه با «گهرباری کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر