معنی گهربار
5 بازدید
[ گُ هَ ] (نف مرکب) مخفف گوهربار. || مجازاً گریان : کنونم می جهد چشم گهربار چه خواهم دید بسم اللََّه دگر بار.نظامی. عاشقان زمرهٔ ارباب امانت باشند لاجرم چشم گهربار همان است که بود. حافظ. || کنایه از فصیح و رسا و بلیغ باشد: لفظ گهربار او غیرت ابر بهار دست زرافشان او طعنهٔ باد خزان.خاقانی. رجوع به کلمهٔ گوهربار شود.
کلمات همقافیه با «گهربار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بار» برای سرودن شعر