معنی گهر
5 بازدید
[ گُ هَ ] (اِ) مخفف گوهر و به تمام معانی آن است. رجوع به گوهر شود.[ گَ هَ ] (اِخ) دهی است از دهستان بویراحمدی گرمسیری بخش کهکیلویه شهرستان بهبهان. در کنار شوسهٔ آرو به بهبهان. واقع در جلگه و هوای آن گرمسیر و سکنهٔ آن ۱۷۵ تن است. آب آن از رودخانهٔ خیرآباد تأمین میشود. محصولات آن غلات، میوه، برنج، کنجد و لبنیات و شغل اهالی زراعت و حشم داری و صنایع دستی زنان قالیچه، جوال و گلیم بافی میباشد. ساکنان از طایفهٔ بویراحمد گرمسیری هستند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).[ گَ هَ ] (اِخ) نام رفیق و همدمی مر افراسیاب را. (ناظم الاطباء) (اشتنگاس). در ولف چنین نامی نیامده است.
کلمات همقافیه با «گهر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هر» برای سرودن شعر