معنی گنگ گشتن
6 بازدید
[ گُ گَ تَ ] (مص مرکب) گنگ شدن. لال شدن : تو گویی که طوطی است اندر سخن که از آب گردد همی گنگ و کر. مسعودسعد. و رجوع به گنگ و گنگ شدن شود.
کلمات همقافیه با «گنگ گشتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر