معنی گنگ شدن
11 بازدید
[ گُ شُ دَ ] (مص مرکب) لال شدن. خَرَس : هرکه تو را هجو گفت و هجو تو برخواند روز شهادت زبان او بشود گنگ.منجیک. تیره شد آب و گشت هوا روشن شد گنگ زاغ و بلبل گویا شد.ناصرخسرو. گر زبانم گنگ شد در وصف تو اشک خون آلود من گویا خوش است.عطار. رجوع به گنگ و گنگ گشتن شود.
کلمات همقافیه با «گنگ شدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر