معنی گنگل زدن
5 بازدید
[ گَ گَ زَ دَ ] (مص مرکب) ظرافت کردن. (انجمن آرا). مزاح و مسخرگی کردن : یاد باد آن شب که در بیت الحرام خلوتی کردیم با یاران به هم باده میخوردیم و گنگل می زدیم زاول شب تا به وقت صبحدم. نزاری (از رشیدی و جهانگیری).
کلمات همقافیه با «گنگل زدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر