معنی گندهمغزی
8 بازدید
[ گَ دَ / دِ مَ ] (حامص مرکب) تکبر کردن و سخنان متکبرانه گفتن. (برهان): اگر می رود در پی این سخُن بدین گفتگو گنده مغزی مکن. سعدی (از رشیدی و آنندراج). || هرزه و یاوه بر زبان راندن و درشتی و کج خلقی نمودن. (برهان). - گنده مغزی کردن. رجوع به گنده مغزی شود.
کلمات همقافیه با «گندهمغزی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زی» برای سرودن شعر