معنی گندن
12 بازدید
[ گَ دَ ] (مص) گندیدن و بدبو شدن. (آنندراج). پوسیدن و گنده شدن و بوی بد کردن و تند و بدبوی شدن. (ناظم الاطباء). || گرم شدن. (شعوری ج ۲ ورق ۳۰۳) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «گندن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر