معنی گندمگونی
4 بازدید
[ گَ دُ ] (حامص مرکب) سیاه چردگی. رنگی میان سپیدی و سیاهی. (ناظم الاطباء). خُضرة. سُمرة. اُدمة. (منتهی الارب). رجوع به گندم گون شود.
کلمات همقافیه با «گندمگونی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر