معنی گندمکار
5 بازدید
[ گَ دُ ] (اِخ) دهی است از دهستان میانکوه بخش اردل شهرستان شهرکرد که در ۳۶ هزارگزی جنوب اردل و متصل به راه عمومی شلیل به ویلان واقع شده است. هوای آن معتدل و سکنه اش ۳۹۸ تن است. آب آن از چشمه تأمین می شود. محصول آن غلات و شغل اهالی زراعت و گله داری و ذغالسوزی و صنایع دستی زنان قالی بافی است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱۰).[ گَ دُ ] (نف مرکب) آنکه پیشهٔ او گندم کاری است. آنکه کشت گندم کند.
کلمات همقافیه با «گندمکار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر