معنی گنجگاه
6 بازدید
[ گَ ] (اِ مرکب) بر وزن و معنی پنجگاه است که شعبهٔ بلندی مقام راست و شعبهٔ پستی آن مبرقع است. (برهان) (آنندراج).[ گَ ] (اِخ) نام یکی از دهستانهای دوگانهٔ بخش سنجید شهرستان هروآباد که در باختر بخش واقع و از شمال به دهستان کیوی، از جنوب به بخش کاغذکنان و دهستان خورش رستم، از خاور به دهستان خان اندبیل و از باختر به دهستان گرم محدود میباشد. هوای آن مایل به گرمی و آب قرای دهستان از چشمه سارها و رودخانه های محلی تأمین میشود. محصولات عمدهٔ آن غلات و حبوبات میباشد. دهستان از ۵۷ آبادی بزرگ و کوچک تشکیل شده و سکنهٔ آن در حدود ۱۴۰۶۰ تن است. قرای مهمش عبارتند از: آغ باش، پرگو، گنجگاه (مرکز دهستان)، هریس، رزج آباد، شیرج آباد و سنجید. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).[ گَ ] (اِخ) دهی است از دهستان گنجگاه بخش سنجید شهرستان هروآباد که در ۸هزارگزی باختر مرکز (کیوی) و ۲ هزارگزی راه شوسهٔ هروآباد به اردبیل واقع شده است. هوای آن گرم و سکنه اش ۵۹۰ تن است. آب آن از چشمه تأمین میشود. محصول آن غلات و حبوبات و شغل اهالی زراعت و گله داری و راه آن ارابه رو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
کلمات همقافیه با «گنجگاه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اه» برای سرودن شعر