معنی گنجوی
7 بازدید
[ گَ جَ ] (ص نسبی) منسوب به گنجه. جنزوی. رجوع به گنجه شود.[ گَ جَ ] (اِخ) نظامی گنجوی. رجوع به نظامی شود.[ گَ جَ ] (اِخ) (ابوالعلاء...) رجوع به ابوالعلاء... شود.[ گَ جَ ] (اِخ) قوامی مطرزی... رجوع به قوامی... شود.
کلمات همقافیه با «گنجوی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وی» برای سرودن شعر