معنی گنجوان
7 بازدید
[ گَ جَ ] (اِخ) دهی است از دهستان ۲ بخش هرسین شهرستان کرمانشاهان که در ۲۰۰۰۰گزی جنوب باختری هرسین واقع شده است. هوای آن سرد و سکنه اش ۵۷ تن است. شغل اهالی زراعت و صنایع دستی آنان گلیم و جاجیم بافی و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).[ گَ جَ ] (اِخ) دهی است از بخش چوار شهرستان ایلام که در ۴۰۰۰۰گزی باختر چوار و ۴۰۰۰۰گزی باختر راه شوسهٔ ایلام به شاه آباد واقع شده است. هوای آن سرد و سکنه اش ۱۳۰ تن است. آب آن از چشمه تأمین میشود. محصول آن غلات و شغل اهالی گله داری و صنایع دستی زنان قالیبافی و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
کلمات همقافیه با «گنجوان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر